تبليغاتX
نسل سوخته

نسل سوخته

نوشته ها و دردل های خودمانی

سلام من اومدم

اتل متل جدایی،

 عروسکم کجایی؟

گاو حسن پریشون ،

یه دل داره پر از خون،

عشقم رفته هندستون ،

خونم شده قبرستون،

یه عشق دیگه بردار ،

یه دنیا غصه بردار

اسمشو بزار بچگی  تا آخر زندگی

آچین واچین تموم شد

عمر منم حروم شد.

سلام ،به کسی نگین من اومدما

 

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1387/07/18ساعت 9:56 بعد از ظهر  توسط دل سوخته  | 

زندگی اجبار است

                مرگ انتظار است   

                                 عشق یکبار است

                                                  جدایی دشوار است

                                                                  فکر تو تکرار است

                           اگر رفتم تو یادم کن

                          اگر مردم تو خاکم کن

                 اگر ماندم به مهر خود شادم کن

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1385/08/04ساعت 5:52 بعد از ظهر  توسط دل سوخته  | 

تقديم به كسي كه در بي رحمي دنيا قلبش را پناه خستگيم كرد(دوستت دارم).


گفتي دوستت دارم. قلبم تندتر از هميشه تپيد، لبخند زدم و باورت کردم با

 اينکه مي دانم لبها دروغ مي گويند.


با صدايت مرا نوازش کردي، تپش قلبت را حس کردم، مهربان و پاک بود. در

 آغوشت غرق محبت شدم. به تو تکيه کردم و آرام شدم.


نگاهت مهربان است و صدايت آرامش، دستانت بخشنده و بويت بوي بهار

عشق. با تو احساس امنيت مي کنم. احساس زيبايي، احساسي که مرا از

 تمام بي رحمي ها و بدي ها حفظ مي کند.


روز تولد عشق قلبم را به تو هديه دادم که دستت را به من بدهي تا يکي

 شويم و پرواز کنيم تا بي کرانه ها.


منو نسپار به فصل رفته ي عشق


نذار کم شم من از آينده ي تو


به من فرصت بده گم شم دوباره


توي آغوش بخشاينده ي تو

 

دوستت دارم

 

+ نوشته شده در  سه شنبه 1385/05/10ساعت 3:35 بعد از ظهر  توسط دل سوخته  | 

اين يه خاطرس................؟!

قصه از کجا شروع شد از chat و mail شبونه از pm دادن تو room و از

 

سلام عاشقونه on شدم به مهربوني که بگم با تو مي چتم تا بگم

 

بموني

 

on-line از friend ليست قشنگم باز off هاي عاشقونه email هاي بي

 

نشونه اين yahoo کاشکي همينجوري بمونه عشق تو براي قلبم اولين و

 

آخرينه تويي تنها همزبونم که هميشه نازنيني اگهon-line اگه off-line

 

توبموني يا نموني تو واسم هنوز هموني که برام عزيزتريني

 

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در  شنبه 1385/04/31ساعت 6:7 بعد از ظهر  توسط دل سوخته  | 

دوستتون دارم


با سلامي چو گل از من به تو و نام تو دوست
شهد و شيرين چو عسل باد همي كام تو دوست

دلم از دوريت چو گلي گشته خزان 
همه اب حياتم بود از جام تو دوست

دوري و گشته فزون بار دل از هجر رخت 
بس دل ازرده شدم از غم و الام تو دوست

مرغ دل در قفس سينه دگر رام نشد
ايد اندر سر كويت كه شود رام تو دوست

عمر شيرين همه دور از رخ جانان گذرد
حيف عمرم گذرد بي تو و ايام تو دوست 

ارزو در دلم اين است كه يك بار دگر
برسم بر تو و بر مهر دلارام تو دوست

عمر من همه در غربت و غم مي گذرد
كي دگر بوسه زند تربت اقدام تو دوست 


تقديم به همه شما دوستاي گلم هر جا هستين شاد و سلامت باشين.

+ نوشته شده در  دوشنبه 1385/04/19ساعت 12:33 بعد از ظهر  توسط دل سوخته  | 

با حاله نه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1385/04/15ساعت 1:55 بعد از ظهر  توسط دل سوخته  | 

سلام بچه ها چطورين

ye doste khob migoft adama mesle ye ketab mimonam,ta vaghti tamom nashan baraye digaran jazaban..pas to haam say kon khodeto joloye digaran tond tond varagh nazani....ta zod tamom nashi...baraye inkee vaghti tamom shodi , miran soraghe ye ki dige... Zendegi tasvir gare jodaeihast/va ma mahkoom be zendeh mandan hastim/ta shahede marge arezoohayeman bashim

 

سلام بچه ها بزودي ميام سراغتون منتظر باشين شاد و سلامت و پيروز باشين

+ نوشته شده در  سه شنبه 1385/04/13ساعت 12:9 بعد از ظهر  توسط دل سوخته  | 

براي آخرين بار

سلام چطورین بچه ها مرسی که اومدین سر زدین خیلی گلین خیلی دوستتون دارم شاد باشین در اولین فرصت به همتون سر میزنم دلم واسه همتون تنگ شده گل باشین عمرتون مثل گل نباشه فداتون بشم.

+ نوشته شده در  دوشنبه 1385/02/11ساعت 9:30 بعد از ظهر  توسط دل سوخته  | 

جشن تولدت مبارک

سمیه جان تولدت مبارک امیدوارم که سالها و سالها زنده و پاینده باشی

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه 1385/02/05ساعت 3:40 بعد از ظهر  توسط دل سوخته  | 

تقديم به كسي كه اميد را مهمان انزواي دلم كرد.


شبي سراسر وحشت و درد
شبي كه مرگ چه آسان ديده مي شد
اما...
صداي دلنشين و گرم
صدايي پر از اميد و اشتياق
در ذهن پيكر بي جان نشست
نمي شناسمت!
نمي بينمت!
نيستي!
اما چه آرام كلامت
صبحي ديگر برايم آفريد
با صدايت بود كه
زندگي را دوباره الهام گرفتم ...

 

باشد كه دنيا به كامت شود

 


 

+ نوشته شده در  دوشنبه 1385/02/04ساعت 11:34 قبل از ظهر  توسط دل سوخته  | 

باور بيست و پنج ساله من

 

۲/۲ تولدم مبارك

 

 

....................
من به خودم رسيده ام ....
 به يك باور بيست و پنج ساله ي گنگ مبهم.......
 و هنوز هم خودم را پيدا نكرده ام ..........
 و نمي دانم كه اصلا چرا هستم و چرا بايد باشم !!!
 ( بيست و پنج سال از اين اتفاق مي گذره و من هنوز هم درك نكردم كه چرا انسانها معتقدند لحظه تولد زيباترين لحظه زندگي ست !!!)
 من خودم را مي بينم كه هر روز مثل ديروز از خواب بيدار مي شود و تمام كارهاي تكراري ديروز را انجام مي دهد.........
 مثل يك رباط يا يك عروسك كوكي ....
 من خودم را مي بينم كه هر روز در جستجوي چيز تازه ايست و نمي داند كه آن چيست فقط مي گردد و پيدا نمي كند و باز هم مي گردد و مي گردد اما.....
 من خودم را مي بينم و دلم را كه هر روز با من قهر مي كند و هر وقت هم فرصت پيدا مي كند مدام بهانه مي گيرد و بيقراري مي كند و هنوز هم نمي دانم كه حرف حسابش چيست!!!
 من خودم را مي بينم كه گاهي احساس مي كند به آخر خط رسيده و مرگ را به هر چيز ديگري ترجيح مي دهد و گاهي آنقدر شاد است كه قلبش مثل قلب يك گنجشك مي زند و دلش مي خواهد كه زمان بايستد وحركت نكند ...
 من خودم را مي بينم ... خودم را و تمام صفات خوب و بدم را....
 و گاهي تصوير مبهمي از پيري و مرگم را مي بينم و تصويري از سنگ قبرم و قطره اشكي را كه ممكن
است براي من و به خاطر من از گونه اي به زمين بچكد ....
 و حال من به يك باور بيست و پنج ساله از خودم رسيده ام .........
 و بعد هراسان مي شوم كه من كه هستم چه هستم و چرا بايد باشم و اصلا به كجا بايد برسم ؟؟؟
 احساس مي كنم كه خودم را گم كرده ام ....
 آه من گم شده ام در اين باور بيست وپنج ساله ام.............

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1385/01/31ساعت 1:24 بعد از ظهر  توسط دل سوخته  | 

سمیه جان مشهد رفتنت قبول باشه

 

مرسي محسن جان

میلاد پیامبر اکرم بر تمامی مسلمین جهان مبارک باد

 

جایی که سمیه خانوم رفته

سلام به تمامی دوستان امیدوارم که حالتون خوب باشه و روزها به وفق مرادتون باشه . شرمنده که یه چند روزی آپ نشدیم و نمیشیم چون آپدیترمون رفته زیارت البته صداشو در نیارین که من گفتم ولی خب فکر کردم شما بدونین که سمیه خانوم رفتن مشهد . پس امیدوارم که بهش خوش بگذره و نائب الزیاره همه ما باشه .

+ نوشته شده در  شنبه 1385/01/26ساعت 9:20 بعد از ظهر  توسط دل سوخته  | 

تقديم دوست نازنينم محسن

 

تولدت مبارك محسن جان

تو چون مصرع شعري زيبا سطر برجسته اي از زندگي من هستي

 

 رو بيت بالا كليك كن

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 1385/01/20ساعت 9:4 بعد از ظهر  توسط دل سوخته  | 

سلام به دوستاي از گل بهترم

 

http://shirintarazasaly.blogfa.com/

بچه ها بريد آلبوم عكسمونو ببينين دوست داشتين استفاده هم كنين

                     *******************************************

براي تو عشقم كه رفتي سفر  برگرد

يادته برات نوشتم اگر عاشقم نباشي
 الهي بميري
اگر دوستم نداشته باشي
غير من كسي رو داشته  باشي
الهي بميري
بعدش برات نوشتم
همرو دروغ نوشتم
خودم بميرم
اگر تو يه روز خواسته باشي
كه منو دوست نداشته باشي
خودم ميميرم
...برات بميرم ...برات بميرم ...برات بميرم
نديدي قهر خدارو بديهاي روزگار
الهي نميري
الهي نميري
بمون سايت رو ي سرم مي دوني برات دربدرم
...الهي نميري... الهي نميري... الهي نميري
وقتي تو چشات ذول مي زنم
با غم نگات بال مي زنم
وقتي مي بينم دوستم داري
از ته دلم داد مي زنم
از ته دلم داد مي زنم
اگه يه روزي فرشته ها بخوان تو رو زودتر ببرن
به اونا مي گم كه از قديم ماهي رو با تنگش مي برن

ماهي رو با تنگش مي برن...ماهي رو با تنگش مي برن

                     ********************************************

سلام دوستاي گلم خوبين تعطيلات خوش گذشت؟

خوب بچه ها اومدم يه چيزايي به عرضتون برسونم  .عشق خيلي خوبه مخصوصا كه پاك و خالص باشه .راستش خيلي از بچه ها اعتراضاتي نسبت به عشق من و محسن داشتن اخيرا و وقتي من ازشون خواستم كه بيان وبلاگو ببينن همشون شاكي شدن و گفتن كه تو همه عشقت رو به محسن نثار مي كني و مخاطبت محسنه پس چه نظري از ما مي خواي و بعضي هام گفتن كه انشا الله بهم برسين؟ مي دونين عشق من و محسن يه عشق كاملا پاكه و مثل عشق هر خواهر نسبت به برادر و بلعكس.  تو اين وبلاگ از روزي كه بدست گل محسن ساخته شد و به قول معروف كلنگشو زديم شايد پنج يا شش مطلب مختص به محسن بوده باشه و الباقي همه دلتنگي ها و شاديهاي من بوده و هر اتفاقي كه در زندگيم افتاده با زبان شعر و ترانه و مطلب به سمع و نظر شما گلاي نازنين رسيده و مطمئنا اگر چيزي به عنوان عشق از دست رفته بوده صرفا عشق پسر نبوده و از دست دادن دوستاي نازنيني كه داشتم رو من خيلي تاثير داشته و اين به دليله دلنازكي و پر احساس بودنه من هستش من عادت بدي دارم و هر وقت با كسي دوست بشم بعد از يك مدت خيلي كوتاه وابستگي شديد نسبت بهش پيدا مي كنم و دل كندن ازش برام مشكله و اينو به عينه دارين تو وبلاگ مي بينين. حرف بعضي از دوستاي گل رو من شديدا تاثير گذاشته و باعث شده كه فكرم خيلي مشغول بشه و يه جورايي دارم آذار مي بينم كه چرا دوستان اين طور در مورد عشق فكر مي كنن و همه چيز رو بد برداشت مي كنن خيلي برام سخت بود تحملش براي همين اين پست و براتون مي زارم كه هر چيز غير قابل هضمي دارين حل بشه و بدونين كه عشق براي من بازي نيست و من يه جورايي به تك تك شما عزيزان دل بستم واينكه هر از چند گاه وبلاگو بي خيال مي شم و دير آپ مي كنم  بازم ميام و لطف شما نازنينارو مي بينم اميدم بيشتر ميشه و احساس مي كنم كه تنها نيستم و يه عالمه دوست دارم كه ميان و بهم سر مي زنن و گه گاه يادم ميك نن و اين موضوع كه شما منو از ياد نمي برين خيلي خوشحالم مي كنه و بعد از يه مدت كوتاه بازم بر مي گردم كه با شما گلاي قشنگ ديدوبازديد كنم خوب حالا همتون بريد بشينين فكر كنين و معنيه عشق و پيدا كنين و ببينين عشق فقط بين دخترو پسراست و هر كسي عاشق پسري شد و ديگران نمي شناختنش بايد فكر كنن كه عشقشون از هوسه يا ناپاكه و يا....

و يه چيز ديگه اگر تو زندگيتون از روي هوس يا ..........عاشق كسي شده باشين اين عشق رو هوس مي دونين و اگر واقعا عاشق شده باشين  مي فهمين كه عشق اگر از روي هوس باشه هيچ وقت به سرانجام نمي رسه .

قربون همه دوستاي گلم برم هميشه مهربون باشين و سعي كنين با روزگار كنار بياين و الا زمين مي خوريد و هميشه دپرس مي مونين.شادشادشادشادشادشاد باشين.

 ******************************************************************

من باز خواهم نوشت از پشت ديوار فاصله‌ها با فريادي که باز در گلو پنهان است.

و من باز خواهم نوشت از آرزويي که جز با هوس آميخته نيست

و باز چه زيبا دلتنگ مي‌شوم ، دلتنگ آن شب باراني ...

دلتنگ طپشهاي بي‌صدا و دلتنگ دستاني كه رويا مي‌بافت...

و من باز خواهم نوشت از آسمان ، از آبي درياي طوفاني .

چشمانم راخواهم بست تا نهايت عصر خاكستري پاييز ؛

آن هنگام كه بي‌تاب قطره‌اي باران هستي و آسمان با خيال تو قهر كرده ...

باز خواهم نوشت از سپيدي مهرباني و از كوچ جاده‌اي كه دوست داشت

هرگز به انتها نرسد ، از غزلهاي شبنم صبحگاهي ؛ از نجواي باد بياباني...

و من باز خواهم ايستاد و سكوت پيشه خواهم كرد ؛

سكوتي سرشار از خواستنيهاي بي‌رنگ ،

سكوتي انباشته از خيالات واهي ، سكوتي تا عميق‌ترين دره تنهايي ...

اما ؛ من باز خواهم نوشت .

باز شبهايم را با خاطره‌ها رنگ خواهم داد و خيالم را نقاشي خواهم كرد .

و من باز ، اي ديرينه يار ابدي به تو پناه خواهم آورد و رازهايم را با تو قسمت خواهم كرد ...

من باز خواهم نوشت اگر ؛ اين اگرها بگذارند تا نفسي تازه كنم...............

 

 

************************************

كاش يه روز مي شد منو تو با هم مي مونديم
كاش يه روز مي شد منو تو با هم ميخونديم
كاش كي شب بشه ماه بياد بيرون
ناز به سر بشه تو نگاه تو
مثل قلب من دربدر بشه
عشق من


سرنوشت من با صداي تو با ستاره ها هم سفر بشه
تو شب سياه توي خونه ها
عشق من
كوچه  اي بشم زير پاي تو خونه اي بشم
در هواي توخنده اي بشم رو لباي تو
عشق من
يه نفر تنهاي تنها مي شينه توي خيالم
سفري به بي نهايت
برده با خود پرو بالم
وقتي تو باشي كنارم غمي تو دنيا ندارم
اما با نبودن تو باغ زردو بي بهارم

 

*********************************

پروردگارا! شکر ميگويمت که بر فکرم کلمات مبهم شيشه اي را نجوا ميکني و سکوت قفس شيشه اي مرا ميشکني و من بر آنم تا دست بر قلم ببرم و اين سکوت شکسته را در کاغذي سپيد خط خطي کنم قلمم از جنس نور و جوهرش از اشک چشمانم است و کاغذي دارم از برگهاي خشکيده پاييز عمرم ميخواهم بگويم مبتلايم به آنچه عشق ناميدندش و همچنان با پايي زخمي بر جاده هاي بي انتهاي سرنوشتم دنبال يک سايه ميگردم و ميدانم دردم تسکين نميابد جز به نگاه پر اضطراب قناري عاشق که هر روز بيقرار ميخواند و مرا مست صدايش ميکند
پروردگارا!اين بنده حقيرت را درياب و باور کن من براي اين همه غم ساخته نشده ام که مبتلاشوم.......و ديگران را مبتلا کنم اي سرا پا همه خوبي کاش تو به اندازه بغضي که يک آن بر گلويم چنگ مي اندازد کنارم بودي کاش همان اشک چشمم بودي که وقتي حلقه ميزند همه چيز تار و مبهم جلوي ديدگان ميرقصند. من پاکي سجاده نماز مادر را ميخواهم  که لحظه اي سر بر آن بگذارم و اشکهاي دلتنگيم را با بوي نم بر تربت کربلاييش با هم به تو هديه بدهم......دلم براي همه چيز تنگ است براي خنده هاي پوشاليم...که حتي ديگر نميتوانم به تظاهر لب به خنده بگشايم دلم براي کودکيهاي گم شده ام ميلرزد براي دويدنهاي کودکانه در کوچه هاي باريک به دنبال پروانه هاي کاغذي...و وقتي پشت سرم را ميبينم در ميابم که حسم بزرگ شده و ديگر آن کودک شيطون و پر ذوق نيستم و همه چيز فاصله گرفته از دستان خالي من .من هم شدم يکي از آن بزرگترها که به خود و ديگران دروغ ميگويند و انسانيتي تهي همه وجود پوچشان را پر کرده ديگر در سکوتم حتي قاصدک هم ميلي به ديدنم ندارد و گلهاي پيچک خانه مادر بزرگ که زماني همدمم بودند هم بزرگ شدند و از من غريبي ميکنندمن اين دنيا را نميخواهم...همه چيز رابا يک چيز مي سنجند و همه عاشقهاي دنيا محکوم به مرگندو نسل من همينک تمام سپيدي ها را محکوم کرده و عشقها جايشان را به هوس تن هايي پوسيده براي يک شب مهتابي داده اند و همه چيز بيش از اندازه نفرت انگيز است من مبتلا گشته ام مبتلاي دردي که عشق ناميدندش سالها بود که انقدر دلتنگي نميکردم ولي اينبار ديگر فرق دارد و من نياز دارم شانه هاي مهرباني بالين اشکهايم شوند و به من اطمينان بدهند که همه بديها تمام ميشودوقتي اين نوشته را ميخواني اشک بريز که من هم اشک ريختم اين حقيقت است...چهره واقعي و عاشق کش جهان را ببين که چگونه با ما در جنگ است و من و توي انسان چه حريصانه زندگي را از آن خود دانسته ايم و به زيبايي ها و بي وفاييهايش دل بسته ايم دوست من سکوت نکن از چه ميترسي از که خجالت زده اي بگذار اشکت جاري شود....بگذار خاک و غباري که چشمت را پوشانده شسته شودمن دلم تنگ است....من دلم از تنهايي در سينه ام گرفته من قلبم را آن سوي مرزهاي ترديد جا گذاشته ام

 پروردگارا!دستان عاشق من و دوستان مرا در دستت بگير و به خود ببراي پروردگار عشق راهي از نور براي اين کاروان درست کن و ما را در آن هدايت کن به حق بزرگواريت قسمت ميدهم همه دلهاي زخم ديده و پشت هاي خنجر خورده کساني  که در جمع ما حضور دارند را تسکين دهي و مرهم نهي و آخرين دعايم:با عشق و قلبم از خودت ميخواهم که همه عاشقانت را از ظلمت و شب سرد هجران غايب هميشه حاضر حضرت قاءم -عج-رهايي بخشي

***********************************


عاشق شدم كاش ندونه دست دلم رو نخونه


اگر بدونه  مي دونم ديگه با من نمي مونه


اون كه پيشش دل من گيره


اگه بدونه مي زاره ميره


اگر بدونه ديوونم كرده ميره و ديگه برنمي گرده

عاشق شدم كاش ندونه دست دلم رو نخونه


اگر بدونه  مي دونم  ديگه با من نمي مونه


عاشق شدم دلواپسم


گرفته راه نفسم دلداري دارم


كه بهش ميرسم يا نميرسم


چشماي اون سر بسرم ميزاره دست از سر من برنمي داره


داره بلا سرم مياره اما خودش خبر نداره


دستم اگر كه رو بشه


دلم بي آبرو بشه


راز مگو بگو بشه


عاشق شدم كاش ندونه دست دلم رو نخونه


اگر بدونه مي دونم   ديگه با من نمي مونه


عاشق شدم دلواپسم


گرفته راه نفسم


دلداري  دارم كه بهش


ميرسم يا نميرسم

***********************************

اگر بهت يك دقيقه فرصت بدن

بگن يك جمله به كسي كه دوستش داري بگو

چي بهش مي گي؟

********************

 

چه غمهايي به دل انباشتم من

چه سوداها كه در سر داشتم من

وفاداري زگلها جستم اما

خطا بود آنچه را پنداشتم من

زبس ديدم جفا از آشنايان

اميد از اين و آن برداشتم من

بسي بذر محبت كاشتم ليك

همه خار جفا برداشتم من

بنا گه خصم مادرزاد گرديد

كسي كه دوست مي پنداشتم من

 **************

محسن جان

 

خيلي دوستت دارم

 

برات آرزوي بهترين آرزوها

 دارم

 

*************

سلام بچه ها از اینکه تو این مدت که نبودم بهم سرزدین

 ممنوندلم نمی خواست ادامه بدم امابه عشق دوست خوبم این کارو می کنم چون خیلی دوستش دارم

 و بهش احترام میزارم . قربون همتون برم .

شاد باشین .

***************************

 

عشق

يعني دل رو به دست تو سپردن

 عشق يعني غصه دنيا رو نخوردن

عشق

يعني تو  باغ همون چشماي سبزت

دل رو تا چشمه سار مهربوني بردن

قاصدك آرزوهاي من توئي تو

عشق پر از مهرو وفاي من تويي تو

بيا تا با هم ديگه زندگي رو آغاز كنيم

دو تا كبوتر بشيمو رو ابرا پرواز كنيم

عشق تو توي قلبمه

اسم تو روي لبهام

خاطره اي بهتر از اين

تو دنيا من نمي خوام

 

*****************

 ***************************************************

رفتي نموندي بي وفا انگاراثرنداشت دعا

 

قلب منو شكستي 

 

                      غصه نخور فداي سرت  فداي سرت

 

گفتي كه چاره سفره     گفتي دعا بي اثره      نگاهم هر روز به دره

 

                      غصه نخور فداي سرت فداي سرت فداي سرت

 

 

         اگر من خيلي تنهام          فداي سرت      اگر گريونه چشمام 

 

 

          فداي سرت اگر دلم شكستي   ميگن عاشق يكي ديگه هستي

 

 

        دلت ديگه از شيشه نيست               چشات مثل هميشه نيست

 

 

 تو گل نميريزي به پام

 

                    ديگه نميميري برام           آغوشه تو براي من

                                                                                    انگار ديگه جا نداره

 

 

 دوستم نداري مي دونم

                                         اين ديگه اما نداره

 

فداي سرت اگر من خيلي تنهام فداي سرت اگر گريونه چشمام

 

فداي سرت اگر دلم شكستي ميگن عاشق يكي ديگه هستي

 

 

فداي سرت اگر من خيلي تنهام فداي سرت اگر گريونه چشمام

 

 

فداي سرت اگر دلم شكستي ميگن عاشق يكي ديگه هستي

 

 

       دلت ديگه از شيشه نيست     چشات مثل هميشه نيست

 

 

                          تو گل نميريزي به پام    ديگه نميميري برام  

 

 

شباي تاريكو سياه ماه و صدا نمي كمني

 

 

                                             قفل سكوتو ديگه با معجزه وا نمي كني

 

 

            رفتي نموندي بي وفا تنهايي سخته به خدا

 

 

 باز زير قولت زديو 

                             غصه نخور فداي سرت

                                                                 گفتي نه فكر رفتني

 

                                                                              نه اهل دل شكستني

 

    دلي نمونده بشكني

 

 

                                غصه نخور

 

 

  فداي سرت فداي سرت فداي سرت فداي سرت

 

اگر من خيلي تنهام

 

                                         فداي سرت

 

اگر گريون چشمات

                                                                               فداي سرت

 

       اگر دلم شكستي

 

 

                                  ميگن عاشق يكي ديگه هستي

 

                              *************************

 

به خيالم كه تو دنيا واسه تو عزيزترينم

 

آسمونا زير پامه اگه با تو رو زمينم

 

به خيالم كه تو با من يه هميشه آشنايي

 

به خيالم كه تو با من ديگه از همه جدايي

 

من هنوزم نگرانم كه تو حرفامو ندوني

 

اين ديگه يه التماسهمن مي خوام بياي بموني

 

منو تو چه بي كسيم وقتي تكيمون به باده

 

بدو خوبه زندگي منو دست گريه داده

 

اي عزيز هم قبيله با تو از يه سرزمينم

 

تا به فرداي دوباره با تو هم قسم ترينم

 

من هنوزم نگرانم كه تو حرفامو ندوني

 

اين ديگه يه التماسه من مي خوام بياي بموني

 

بد خوبمون يكي دست تو تو دست من بود

 

خواهش هر نفسم با تو هم صدا شدن بود

 

با تو هم قصه دردم  هم صدا تر از هميشه

 

دو تا همخون قديمي از يه خاكيمو يه ريشه

 

         **********************************************

 

دلم گرفته آسمون نمي تونم گريه كنم

 

شكنجه مي شم از خودم نمي تونم شكوه كنم

 

انگاري كوه غصه ها رو سينه من اومده

 

آخ داره باورم ميشه خنده به ما نيومده

 

دلم گرفته آسمون از خودتم خسته ترم

 

تو روزگار بي كسي يه عمر كه دربدرم

 

حتي صداي نفسم مي گه كه توي قفسم

 

من واسه آتيش زدن يه كوله بار شب بسم

 

دلم گرفته آسمون يه كم منو حوصله كن

 

نگو كه از اين روزگار يه خورده كمتر گله كن

 

منو به بازي مي گيرن عقربه هاي ساعتم

 

برگ تقويم مي كنه لحظه به لحظه  لعنتم

 

آهاي زمين يه لحظه تو نفس نزن

نچرخ تا آروم بگيره يه آدم شكسته تن

       ************************************************

كاش همه كسايي كه آدم دوست داره اين وبلاگارو مي

 ديدن اونوقت همهشون مي فهميدن كه چقدر

دوستشون داريم؟نه؟ حيف  دلم مي خواست داد بزنم و به همشون بگم

 دوستون دارم اما؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ ولي يه چيزو مي دونيد اينكه مي گن عاشق

رسوايي رو دوست داره درسته البته من ادعاي عاشقي نمي كنم اما

مطالبي كه تو اين وبلاگ مي نويسم نشون ميده كه چقدر رسوام .........نه؟

   *****************************************************

رفت تنها آشنای بخت من

رفت و با غم ها مرا تنها گذاشت

چون نسیم تند پو از من گریخت

آهوانه سر به صحراها گذاشت

ماه را گفتم که : ماه من کجاست؟

گفت: هر شب روی در روی من است

در دل شب هر کجا مهتاب هست

ماه تو بازو به بازوی من است

باغ را گفتم که:او را دیده ای ؟

گفت: آری عطر این گلها از اوست

لحظه ای در دامن گلها نشست

نغمه جانبخش بلبلها ازوست

چشمه را گفتم: ازو داری نشان؟

گفت: او سرمایه نوش منست

نیمه شب ها با تنی مهتابرنگ

تا سحرگاهان در آغوش منست

ای رمیده ای گریزان عشق من!

چشمه ای ؟نوری ؟نسیمی؟چیستی؟

با همه هستی و با من نیستی!

************************

 

مرا بر مر مر چشمت بياويز

 

كه من تنبيه معبدهاي دردم

 

از اين راه پر از هجر و مثيبت

 

قسم خوردم كه ديگر برنگردم

 

دلم مثل يه ديوار شكسته

 

خرابه پيش طوفان نگاهت

 

تو جنگ نا برابر با دل من

منم مغلوب چشمون سياهت

 

بزار تا از خمار چشم آهوت

 

دل شيدايي من باز بشه مست

 

بزار مرحم عشقو روي قلبم

 

كه گنج زخم غربت درد عمرست

 

به روي شونه هاي مهربونت

 

سر دلتنگي هامو سايبون باش

 

براي اين سر سودائي من

 

بيا آواز آهنگ جنون باش

*******************************

 

 پیام عشق را آغاز کردی

نیازم را چو دیدی ناز کردی

تو بودی کفتر خوشبختی من

ولی زود از برم پرواز کردی

تقدیم به عشقی که رفت

                         *************************

                                     غم خيال

گفتا به دل چه داری؟ گفتم غم خیالت

گفتا چه خواهی امروز گفتم شب وصالت

گفتا دل سیاهت بوئی زما ندارد

گفتم که ماهرویا دارد نشان ز خالت

گفتا چه آرزویی داری به بوستانم

گفتم که در دو عالم ما و گل جمالت

گفتا اگر متاعی از حاصلت بخواهم

گفتم که جان دهم جان در مقدم سئوالت

گفتا در این چمنزار از حسن ما چه گوئی

گفتم که سرو نازم نازم به اعتدالت

گفتا فتاده در باغ یک عندلیب خاموش

گفتم که کشته توست خونش بود حلالت

گفتا چه خواهی آخر زین آستانه صابر

گفتم نگاه گرمی از چشم چون غزالت 

                    ****************************** 

                                       غم تنهايي

 

 

         ******************************************************************

بی توترانه پرگریه اس     خیلی سخته ازتوخوندن

 

  بی تو درمونده و خسته        زخمی از تاب و تب    موندن و رفتن

 

ای غم دنیا مثل رویا

 

                  توی چشمای تو پنهون        بی تو نفس پیله زندون  

 

آرزویی که ندارم   

 

نذر تو عاشقیه این دل داغون           نفسم بی تو میگیره

 

 چشم من مونده به راه تو شب من

 

انتظاری که کشیدم همه با اشک تو کابوس شب من

 

شب من بی تو میمیره      شوق چشمای تو فانوس شب من

 

تو رو به دنیا نمی دم       بسه هر چی سختی دیدم

 

ای که تو از همه خودی تر            با تو از قفس پریدن

 

بی صدا به پات شکستم     دل به چشمای تو بستم

 

خط بزن تنهائیهامو       که به پای تو نشستم 

 ***********************************************

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1385/01/16ساعت 10:26 بعد از ظهر  توسط دل سوخته  | 

تقدیم به بهترینم S

 

در این دنیای بی وفا ، هستی خود را باخته بودم . فقط و فقط خدا را داشتم که یه مدت باهاش قهر بودم.نمیدونستم چکار کنم . گفتم بذار با خدا آشتی کنم تا از تنهایی در بیام . توی این مدت داشتم دیوونه می شدم چون عشقم رو از دست داده بودم  . تا اینکه خدا تو رو جلوی من گذاشت . توی یک فرشته نجات برای من بودی تا بتونی دوباره منو و عشقم رو به هم برسونی . و تو بزرگترین کار دنیا رو کردی یعنی عشق رو که شکسته بود پیوند زدی و جلا دادی . و حالا تو بهترین دوست من هستی و من حاضرم هر کاری برات انجام بدم و تو تنها دوست من هستی که خیلی به من نزدیکی چون من کسی روبه راحتی نمیذارم نزدیک من بشه . پس با بلندترین صدا بهت میگم:              

 

خیلی خیلی خیلی دوستت دارم

 

 

امیدوارم که در تمامی مراحل زندگی موفق و پیروز باشی

 

 

دوست دار تو محسن

 

 

 

 

 

      مرسي نازنينم منم تو رو به اندازه تمام زمين و آسمو ن و كهكشون دوست دارم

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 1385/01/07ساعت 11:49 بعد از ظهر  توسط دل سوخته  | 

سال نو مبارك

سال نو مبارك دوست من

  كفتر ناز نقره پر گريه نداره روزگار

من اومدم

تموم كنم قصه تلخ انتظار

بزار كه زخم بالتو با مرحم اشنا كنم

خداي غمخواري شمو به

 عهدمون وفا كنم

غصتو گم كن تو غزل

 اين شب ما جاري توست

بدون تمام شعر من

براي دلداري توست

مثل ستاره ماهيهاچراغكاي روآب مثل ذهن پدربزرگ

 ميكده حرفهاي ناب

   من پررويااومدم بايه شاخه گل وشو

   تا با تو هر لحظه بهار رها بشم


تو خواب گل

غصتو گم كن تو غزل اين شب ما جاري توست

بدون تمام شعر من

براي دلداري توست

+ نوشته شده در  دوشنبه 1384/12/29ساعت 2:50 بعد از ظهر  توسط دل سوخته  | 

سلام

سلام دوستاي گلم

برام دعا كنيد مطمئن باشين  با دعاي شما عزيزان مشكلم حل مي شه

وقول مي دم

بر گردم ...

و

از تمام عزيزاني كه چه در نظرات و چه در آفها بهم

 لطف مي كنن ممنونم .

سال خوبي داشته باشين قربون مهربونيتون

 

+ نوشته شده در  جمعه 1384/12/26ساعت 12:15 بعد از ظهر  توسط دل سوخته  | 

الوداع

الوداع

سلام به دوستاي گلم از اينكه در اين مدت منو تحمل كردين ممنون براي

همتون آرزوي سلامتي و شادكامي دارم و در هر قطعه اي از اين بهشت

 (ايران)هستين لبتون هميشه خندونو دلتون شاد باشه

 خيلي دوستون دارم

هميشه يادتون باشه يه دل كوچيك ولي دريايي براتون آرزوي بهترينها رو داره

فراموشتون نمي كنم

بدرود

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 1384/12/21ساعت 10:10 بعد از ظهر  توسط دل سوخته  | 

تقديم به عشقم m

بين همه گلهاي ناز گل سرسبد تويي

 

اون كه همه خاطره هاش مي مونه تا ابد تويي

 

تو نيستي اما ياد تو سايه به سايه با منه

 

به آتيش عشق تو باز هر لحظه دامن ميزنه

 

كاشكي مي شد مثل يه شمع

 

 مي سوخت براي اون تن من

 

روشن مي شد شباي تو هميشه از سوختن من

 

بين همه گلهاي ناز گل سر سبد تويي

 

اون كه همه خاطره هاش مي مونه تا ابد تويي

 

دلم مي خواد هزار غزل از تو واز چشات بگم

 

از اون چشاي باروني ازغم و غصه هات بگم

 

كاشكي مي شد تو بدوني پر مي زنه دلم برات

 

يه دل نه صد دل عاشقم عزيزمن 

 

 جونم فدات

 

 

+ نوشته شده در  شنبه 1384/12/20ساعت 5:23 بعد از ظهر  توسط دل سوخته  | 

جون من تركش نكن ديگه گناه طفلي

بوسه ی عشق به لبهای ترت خواهم زد

 

                                  تیر ی از جنس وفا بر جگرت خواهم زد

 

ترک این مست مکن تا نشوم پست زمان

                                   گر نخواهی تو مرا باز درت خواهم زد

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1384/12/17ساعت 9:5 بعد از ظهر  توسط دل سوخته  |